محمد على خان رشوند
مقدمه 17
مجمل رشوند ( فارسى )
« نكتهاى كه در نسبنامهء خاندان . . . جلب نظر مىكند ، شكلهاى خلاصه شدهء نامها است كه در ميان كردها به فراوانى به چشم مىخورد و بعضى از اين صورتهاى خلاصه شده ، همانقدر با اصل خود تفاوت دارند كه ديك با ريچارد . حمه صورت خلاصه شدهء محمد و رمه صورت خلاصه شدهء رمضان ، عبه . . . عبد اللّه ، احه . . . احمد ، فته . . . فتّاح ، پيزه . . . پيروز و بالأخره رشه صورت خلاصه شدهء رشيد است » . محمد على سلطانى در كتاب ايلات و طوايف كرمانشاهان ( ص 680 ) هم ، رشهوند ( - رشوند ) را منسوب به نياكان آنها كه رشيد نامى بوده ، مىداند . نظرات ديگرى در باب معانى وند و كاربردهاى ديگر آن ابراز شده است ( ايلات و طوايف كرمانشاهان . ج 2 / 2 ، ص 675 ) . آنچه در باب واژهء رشوند و وجه تسميهء آن گذشت نظر محققين ياد شده است . داورى دقيقتر با خوانندگان صاحبنظر است . قوم و زبان رشوندها . آنچه از منابع موجود مربوط به ايلات ، طوايف و عشاير بر مىآيد ، اين است كه رشوندها كرد هستند و شاخهاى از ايل بزرگ كرد ببهء سليمانيه . ( مجمل ، ج 1 ، ص 291 ؛ ژوبر ، ص 196 ؛ رابينو ، ص 260 ؛ خچكو ، ص 63 ؛ محمد امين زكى بيگ در تاريخ الكرد و كردستان ، ص 454 ؛ ستوده در از آستارا تا استارباد ، ج 1 ، ص 494 ، نيكتين ، ص 281 ) . ادموندز در كتاب خود - آنجا كه از كردهاى ساكن سليمانيه سخن مىگويد - رشوندها را از قبيلهء همه وندهاى كرد برشمرده است . او مىگويد : « هستهء همه وندها خاندان حاكمى است كه مدّعى است نسب از نياى مشترك به نام خوادى ( - خداداد ) مىبرد كه ممكن است در اوايل سدهء هجدهم برومند شده باشد . . . اين شخص حمه است . اين خانواده